الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
596
دائرة المعارف فقه مقارن ( فارسى )
ليپيت عشتار « 1 » ( حدود 1900 ق م ) در سومر ، و قوانين حيتى ( حدود 1600 ق م ) . با اين همه ، بىگمان مهمترينِ اين قانوننامهها قانون نامهء حمورابى ، پادشاه بابل ، در حدود 1800 ق م است . اين قانوننامه 282 مادّه ( به اضافهء مقدّمه و مؤخّره ) دارد . مهمترين موضوعات مطرح شده در آن عبارتاند از : شهادت دروغ و قضات فاسد ( مواد 1 . 5 ) ؛ سرقت و آدمربايى ( 6 . 25 ) ؛ قوانين مربوط به اموال ( 26 . 126 ) ؛ خيانت در امانت ( 112 ) ؛ قوانين مربوط به زندگى خانوادگى ، زناى با محارم ، افترا به زن شوهردار ، ازدواج مجدد ، طلاق ، ارث ، و . . . ( 127 . 194 ) ؛ ضرب و جرح و صدمات بدنى ( 195 . 214 ) و . . . . « 2 » از جمله مباحثى كه در دوران معاصر دربارهء قوانين تورات مطرح شده خاستگاههاى اين قوانين و نيز احتمال تأثيرپذيرى آنها از قوانين و فرهنگهايى است كه پيش از آن در همان منطقه وجود داشتهاند . در سال 1934 آلبرشت آلت « 3 » در مقالهاى با عنوان « خاستگاههاى حقوق اسرائيلى » « 4 » به نقادى قوانين تورات بر اساس شكل ارائهء آنها پرداخت . به عقيدهء وى ، در شكل تدوين قوانين تورات دو الگوى عمده به كار رفته است . وى الگوى نخست را قوانين موردى « 5 » ناميد كه به شكل « اگر . . . آنگاه . . . » تنظيم شدهاند ، مانند « هر كه انسانى را بزند و او بميرد هرآينه كشته شود » ( خروج ، 21 : 12 ) . به نظر آلت ، خاستگاه همهء قوانينى كه داراى چنين الگويىاند در سنّتهاى كنعانى و قوانين خاور نزديك باستان است و قوم اسرائيل پس از فتح آن سرزمين اين الگوها را فرا گرفتهاند . بيشتر مواد قانون نامهء حمورابى به همين شيوه تنظيم شدهاند ؛ براى نمونه : « اگر شخصى مرتكب سرقت شد و دستگير شد ، آن شخص بايد به قتل برسد » ( مادّهء 22 ) . وى الگوى دوم را قوانين امرى « 6 » مىنامد ، مانند قوانين ده فرمان : « قتل مكن ؛ زنا مكن » و . . . كه به شكل مطلق و منجّز بيان شدهاند . اين قوانين در سنّت اسرائيلى باستانى ريشه دارند . « 7 » مقالهء آلت ، مباحثات زيادى را در پى داشت و مخالفتهاى بسيارى را نيز برانگيخت . مخالفان مىگفتند هر دو شكلِ قوانين را مىتوان در نظامهاى ديگر مورد اشاره هم يافت ، و چنين تقسيمى با اين مرزبندى دقيق وقوع خارجى نيافته است . در هر حال ، نظريهء آلت بعدها نظريهاى نادرست تلقى شد . بحث ديگرى كه در اين باره مطرح شده اين است : به فرض كه بتوان اثبات كرد قوانين يهودى از محيط فرهنگىاى متأثر بوده كه در آن مىزيسته
--> ( 1 ) . Lipit Ishtar ( 2 ) . رك : قانون نامهء حمورابى ، تئوفيل ميك ، ترجمهء كاميار عبدى ، ص 23 - 19 . ( 3 ) . Albrecht Alt ( 4 ) . The Origins of IsraeliteLaw ( 5 ) . casuistic law ( 6 ) . apodictic law ( 7 ) . CarlS . Ehrlich , " Law , IsraeliteLaw " , BruceM . Metzger andMichael D . Coogan ( ed . ) , The Oxford Companion to the Bible , ( Oxford , New York , 1993 ) , p . 421 - 3 . . تاريخ حقوق كيفرى بين النهرين ، على حسين نجفى ابرندآبادى و حسين بادامچى ، ص 27 .